تبليغاتX
وبلاگ شخصی ساده - صميمي
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
موتورسيکلت يا خـــرمــــراد

موتورسيکلت يا خـــرمــــراد

            اون قديم نديم ها وقتی می خواستند مثالی برای کسی که هرکاری دلش می خواست می کرد وبه حقوق هيچکس وبه هيچ قانون و مقرراتی احترام نمی گذاشت و خلاصه دنيابه کامش بود بزنند می گفتند : " فـــلانی بــرخــرمــرادســواره "

 خـرمـراد مرکبی بود که هرکس سوارش می شد ديگرهيچ محدوديتی وهيچ قانون و مقرراتی را برای خودش قائل نبود اگربخواهيم مثالی ملموس و قابل مشاهده برای اين موضوع بزنيــم شايــد بتــوان گفت خــرمــرادسواران کسانی بــوده اندشبيـه موتورسيکلت سواران امروزی درکوچه وخيابانهای شهرمان اقليد ، موتورسيکلت سوارانی که هيچ محدوديتی را برای خودشان نمی پذيرند ، به هيچ قانون ومقرراتی احترام نمی گذارند ، برای هيچ کسی بجز خودشان ؛ هيچ حق وحقوقی قائل نيستند وخلاصه در کوچه وخيابان وپياده رو و .. . . اين شهرِ[  ق ش ن گ ] هرکاری دلشان مي خواهد می کنند واقعا هرکاری

اين عزيزان هرچندنفری که مايل باشند ( دوپشته و سه پشته که عادی است اينجانب پنج نفرهم روی يک موتورديده ام ) روی يک خرمراد ( همان موتورسيکلت ) سوار می شوند ، ازهرمسيری دوست داشته باشند می روند ( ومعمولا هم دوست دارند مسير خلاف را انتخاب کنند ) خيابان وپياده رو و کوچه را ملک شخصی وارث پدری خودشان می دانند  و اگر به حرکت ايشان در مسير خلاف ؛ کوچکترين اعتراضی هم بکنی چنان با توبرخورد می کنند که انگار شما خلافکاربوده ای ، هرنوع صدايي از هرجای موتورشان ( اگزوز وبوق و موتور و . . . ) و هرنوع صدايي دلشان بخواهد از خودشان ( اعم از دادوفرياد و سوت وجيغ و . . . بويژه درلحظات خوشحالی مثل اسکورت کاروان های عروسی ) صادر می کنند ،بارهاديده شده درخيابان درمسير مخالف و ممنوع باسرعت حرکت می کنند و از همانجا بجای نگاه به جلو ، پياده روراتحت کنترل دارند ؛ شب ها با چراغ خاموش وبازهم درمسير مخالف وباسرعت حرکت می کنند ( واالبته معمولا موتورسيکلت های شهر ما چراغ ندارند که روشن کنند ) ؛ چندموتورسواربه همراه هم درعرض خيابان حرکت می کنند وباهم تعريف می کنند ( ماشينها هم بروند برای خودشان يک راهی پيداکنند يا آهسته پشت سر آقايان بيايند )  خلاصه عرض کنم اين خرمرادسواران همانطور که عرض شد هيچ قاعده وقانون و نظمی رابرنمی تابند وجالب تر اينکه هيچ نهاد ياسازمان يا قدرتی را هم توان برخورد ومقابله و سربراه کردن آنان نيست ؛ نگارنده بارها شاهد بوده ام ( وحتما شما خواننده عزيز نيز بارها ديده ايد و تأييد می فرماييد ) موتورسوارچندپشته ازفلکه باسرعت واردمسيرخلاف می شود ( مثلا وارد خيابان امام خمينی ) يا حتی در اطراف فلکه بطور خلاف حرکت می کند و برای مأمورانتظامی مستقردرخيابان نيز ( ازروی قدرت نمايي يا تمسخر يا . . . ) دست تکان مي دهدوشکلک درمی آورد .

                ايکاش روزی بشود که وقتی می خواهيم از خيابان يکطرفه ای در شهرمان عبور کنيم نخواهيم مسير مخالف را ( ازترس موتورسواری که هر لحظه چون باد سرميرسد ) بيشتر نگاه کنيم تا مسير اصلی ؛ ايکاش روزی برسددر لحظات استراحت ( ظهر ونيمه شب ) صدای قارقار موتورها وسروصدای راکبان آنها ؛ آرامشمان رابهم نزند وخواب را از چشم کودکانمان نگيرد ؛ ايکاش روزی برسد سوارشدن برخرمراد هم ، گواهينامه و قانون وحساب وکتاب داشته باشد و هربچه 7-8 ساله ای در شهر با موتورسيکلت ويراژ ندهد ، ايکاش روزی برسد که موتورسوارمتخلف از ترس مأمورمقتدرقانون ، خودش رادر هزارسوراخ مخفی کند و ايکاش روزی برسد که موتورسواران ما هم احساس کنند اينکه سوارند ، وسيله نقليه ای است که می تواند برای آنان رفاه وآسايش وبرای ديگران؛ امنيت و آرامش به همراه بياورد ، همانند بسياری ازبزرگترها که می بينيم سالهاست برموتورسيکلت سوارند اما هرگز بااين مرکب ، نه قانونی راشکسته اند ، نه دلی راآزرده اند و نه حقی را از کسی ضايع نموده اند .

    ای کاش . . . . .

بااحترام ويژه به تمامی عزيزاني که موتورسوارمی شوند اما از اين گروه موتورسوارانی که گفته شد نيستند  - نيش دارو

|+| نوشته شده توسط ماشاالله اميدوارعسكري در شنبه بیست و ششم آبان 1386 و ساعت 14:55 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar