| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
دوکلمه حرف حساب بااستاندار استان فارس آقای رضازاده
این متن کامل نامه ای است که درروز جمعه ۱۸ خرداد در سفری که آقای رضازاده به شهر اقلید داشت و درنمازجمعه این شهر ( برای سرپوش گذاشتن بر عملکرد خود وسایر همکارانش در جریان برخورد وحشیانه با مردم اقلید در جریان اعتراض بحق و مظلومانه مردم این شهر در برابر جدایی بالغ بر یک پنجم خاک این شهرستان و الحاق به شهرستان مجاور ) سخنرانی نمود توسط یکی از بسیجیان جانباز اقلیدی در پاسخ سخنان استاندار قرائت شد .
|+| نوشته شده توسط ماشاالله اميدوارعسكري در یکشنبه بیستم خرداد 1386 و ساعت 21:16 |
نورچشمی های رسانه ی ملی ( تفسیر نیمچه ورزشی )
باسمه تعالی نورچشمی های رسانه ی ملی آنها که صاحب این قلم یعنی نیش دارو را می شناسند می دانند که اهل تفسیر ورزشی نوشتن نیستم چون در تخصصم نیست و در کاری که سررشته نداشته باشم ، دخالت نمی کنم اما مطلبی که می خواهم عرض کنم ؛ اگر چه ظاهراً ورزشی است اما ، خیلی هم ، ورزشی ورزشی نیست و آنهم ، دررابطه با پخش مستقیم مسابقات فوتبال از رسانه ی مثلاً ملی است . همه ی بینندگان تلویزیون بویژه علاقمندان به برنامه های ورزشی مخصوصاً تماشاگران پروپاقرص مسابقات فوتبال لیگ وطنی اذعان دارند که دو تیم آبی و قرمز به عنوان نورچشمی های صداوسیما ، بیشترین سهمیه را در پخش مستقیم تلویزیون به خودشان اختصاص می دهند و جالب اینکه این دو تیم ؛ در هر کجای جدول هم که باشند ، از این امتیاز برخوردارند ( به عنوان نمونه به پخش مستقیم بازی های حساس روز پنج شنبه 3/3/86 اشاره می کنم که با وجود اینکه سایپا شانس اول قهرمانی لیگ برتر بود و بازی قبلش را هم از استقلال برده بود اما در روز پنج شنبه ، صداوسیما اعلام کرد بازی استقلال و پیکان را مستقیم از شبکه سه و بازی سایپا- پاس{ که حتی حساستر از بازی استقلال هم بود } را بصورت ده دقیقه به ده دقیقه همزمان با بازی استقلال اهواز – مس کرمان از شبکه 2 پخش خواهد کرد ) . از آن بدتر عملکرد این رسانه در پخش بازی های پایانی لیگ بود که بازی غیر حساس و تشریفاتی فرزند خوانده رسانه ( استقلال ) را مستقیم پخش کرداما بازی سایپا را که حکم فینال داشت اصلا پخش نکرد یا پس از شکست ۴ بر ۱ پیروزی در برابر سپاهان آقایان شبکه ۲ مربی تیم بازنده آقای دنیزلی را دعوت کرده اند آقای قهرمانی داور آن بازی هم که تا توانست در آن بازی به پیروزی خوش خدمتی کرد ( فقط برای پیروزی گل نزد و گرنه مربی سپاهان را اخراج کرد ۲ بازیکن سپاهان را الکی الکی اخراج کرد و ... ) را هم آورده اند پای میز محاکمه که چرا آن پنالتی دقیقه ۸۷ را برای سپاهان گرفتی / آقایان خیالتان راحت باشد که اگر آن پنالتی سرسوزنی جای تردید داشت آقای قهرمانی آنقدر پرسپولیسی بود که اینجا هم خوش خدمتی خودش را ثابت کند ) به هرحال می خواهم بپرسم اگر این موضوع برعکس بود و آن پنالتی در دقیقه ۸۷ به نفع پیروزی گرفته شده بود و بازنده بازی سپاهان می شد ( یعنی اگر جای سپاهان و پیروزی عوض می شد ) آیا بازهم آقایان رسانه وبرنامه شبکه ۲ همان کار را می کردند / حضرت عباسی نه چرا ؟ عملکرد رسانه در طرفداری جانبدارانه افراطی و صریح از این دو تیم بهترین پاسخ برای این چرا است بازی های این دو فرزند خوانده ی رسانه ی مثلاً ملی ( یعنی تیم های آبی وقرمز پایتخت ) حتی اگر در ته جدول هم باشند ، مستقیم و با حاشیه ها ( از پیاده شدن بازیکنان این تیم ها از اتوبوس تا دستشویی رفتن مربی تا خندیدن هوادار وگریه کردن تماشاچی تا تف انداختن بازیکن روی زمین ) پخش می شود و بازی سایر تیم ها ( علی الخصوص تیم های شهرستانی ) حتی اگر در رده اول جدول هم باشند بدون پخش حاشیه ها و غیرمستقیم و بسیار با بی توجهی پخش می شود و به قول مربیان یکی از تیم های شهرستانی ؛ همین موضوع هم باعث توجه بیشتر اسپانسرها به این تیم ها شده است { شاید هم رسانه همین هدف را دارد } و در واقع ، این امتیازمثبت و نابحقی است که صداوسیما به این دوتیم داده است و حتی رسانه مثلاً ملی ؛ در بسیاری از حوادثی که بعد از بازی این دوتیم اتفاق می افتد نیز بسیار مقصر است چون همین رسانه ؛ قبل از بازی ، آنقدر جوسازی می کند و آنقدر بازی معمولی این دو تیم را ، بزرگ و مهم جلوه می دهد که باعث آن عواقب می شود در حالی که اگر رسانه ، یک جو عدالت را چاشنی کار می کرد و بازی مثلاً استقلال – فجر سپاسی را همانگونه پوشش می داد که بازی فجر سپاسی – سایپا و یا سایر تیم ها . . . . . اینهمه حسایت زایی و عواقب ناخوشایند نیز بدنبال مسابقه این دو تیم نبود . به هرحال ، امیدواریم رسانه ، فراموش نکند ملی است و همانقدر که مسئولین ، مربیان ، بازیکنان و هواداران استقلال یا پیروزی از آن سهم می برند و توقع دارند ، مسئولین ، مربیان ، بازیکنان و هواداران سایر تیم ها نیز سهم می برند وتوقع دارند .
آرزو می کنم یکی پیداشود که مانند نفت ؛ رسانه را نیز ،
مـــــلــــــی کنـــد
بــه امـیــد آن روز
ماشاالله امیدوارعسکری(نیش دارو )
|+| نوشته شده توسط ماشاالله اميدوارعسكري در شنبه دوازدهم خرداد 1386 و ساعت 9:27 |
تقدیم به سروهای راست قامت خرمشهر
بسم رب العرش العظیم اگرآن روز نبودم که فدایی باشم فرصت امروز عطاکن که خدایی باشم به آسمان نگاه می کنم ، در افق ؛ آنجا که آبی آسمان و خاکستری زمین ، به هم می آمیزند ، در دوردستی نه چندان دور ، گردوغباری برپاست و دودی هم ؛ انگار ، سروی بر زمین می افتد ، سیربر نیزه بالا می رود و شیونی به آسمان برمی خیزد ، گیسوانی پریشان می شود ، سه ساله ای در فراق پدر می سوزد وتاب نمی آورد که بسازد ؛ خیمه هایی در آتش جهل وکینه خاکستر می شود ، سقایی برخاک می افتد و کودکانی تشنه ، خاک نمناک را به امید قطره آبی ، می کاوند و حسین (ع) رساترین فریاد را با حنجر بریده خویش ، برگوش تاریخ بانگ می زند که : مرگ سرخ ، به از زندگی ننگین است . . . . . و در افق ؛ آنجا که آبی آسمان و خاکستری زمین به هم می آمیزند ، در دور دستی بسیار نزدیک ، گرد وغباری برپاست ؛ و دودی هم صفیر گلوله ای آسمان را می شکافد ، نفیر ترکشی به گوش می رسد و سروی از پای می افتد ، سپیداری قد خم می کند ، شاخ شمشادی می شکند و . . . . . . لاله ای می روید . . . . . . . . . . . ودراین میان ، من مانده ام و تماشای افق هایی دور دست ، که بسیار نزدیکند نه حسین (ع) ، آنقدر دور است که دور از دسترس باشد نه حسینیان ، چنان با ما بیگانه اند که بیگانگی کنیم مگر همین دیروز نبود ؛ اگر خوب نگاه کنیم ، هنوز رد آبی که مادر آن رزمنده ، پشت سر پسرش ریخت ، در کوچه باقی است . . . . هنوز فرزند خردسالِ آن شهید ، شیرینی آخرین بوسه ی پدرش را در لحظه ی وداع ، برصورت خویش ، مزمزه می کند . . . هنوز همسر شهید ، قصه های رشادت های پدر را برای کودکش تمام نکرده است و هنوز ، خواب آنقدر پلک های شهر راسنگین نکرده است که صدای مارش های عملیات و اطلاعیه های جنگ را نشنوند . . . . . . . . . . . . . .. و من مانده ام و یک دنیا شنیده ها . . . . . . . و ای کاش بودم . . . . . . . . ای کاش بودم در آن روزهایی که در باره اشان فقط شنیده ام . . . . . ای کاش بودم در مدینه ؛ در کوچه . . . . . در کربلا ؛ در قتلگاه . . . . . در شام ؛ در خرابه . . . . وای کاش بودم در شلمچه ، در مجنون ، در والفجر ؛ بیت المقدس ؛ فتح المبین . . . . . . . . . . . . . . .و اگر آن روز نبودم . . . . . . امروز ، من ایستاده ام . . . . . . . . با کوله باری از تجربه های گذشته . . . . و چشمی امید به آینده . . . من ایستاده ام و افق زیبایی از طلوع صبح امید را می بینم در افق ، آنجا که آبی آسمان و خاکستری زمین ، به هم می آمیزند ،آنجا که خورشید با هر طلوع ، به زمین سلام می کند ؛ خورشیدی را در طلوع میبینم که زمین وآسمان ، به سلرامش ایستاده اند ، سواری از دور پیداست ، او می آید . . . . او که انتقام همه ی مظلومین تاریخ است . . . . از هابیل تا حسین (ع) . . . . و از کربلا تا حلبچه . . . . . . . . ودر رکابش . . . .. . . سروی را می بینم برپای ایستاده ؛ سپیداری ؛ قد عَلَم کرده ؛ و شاخ شمشادی قامت کشیده . . . . و لاله هایی خنده برلب . . . . و می اندیشم که : « ای کاش در صبح زیبای ظهور ، من نیز ، یکی از آن لاله ها باشم » آیا خواهم بود ؟ ؟ ؟ ؟ و مگــر جز این ؛ امیــــدی هست ؟ ؟ ؟ ؟ ماشا الله امیدوار عسکری دیماه 1382 |+| نوشته شده توسط ماشاالله اميدوارعسكري در پنجشنبه سوم خرداد 1386 و ساعت 11:28 |
من بسیجی ام
بنام خدای علی اعلا تقدیم به محضر مولا علی (ع) که بسیجی یعنی او که همه ی وجودش
وقف اسلام بود من بسیجی ام سربرفرمان الهی که بیش از 1400 سال قبل ، در غار حرا بر پیامبر اسلام (ص) نازل شد و در امتداد راهی که آن آخرین فرستاده ی الهی در غدیر ترسیم نمود و خون سرخ شهیدان کربلا ، به راستیش گواهی داد ؛ ودر تداوم راهی که پیر جماران اشارتمان فرمود و سربر فرمان ولی برحق زمان ، خامنه ای عزیز ، همچون کوه استوار و چونان سرو ، راست قامت ایستاده ام زیرا که من ؛ بسیجی ام نامم ، حرفه ام ، طایفه ام و قبیله ام هرچه باشد ، اما مرامم ، هدفم ، حرکتم ، رفتارم ، گفتارم وزندگیم ، بسیجی است ؛ من اقتدا بر امامی کرده ام که در دنیا ، همه ی افتخارش این بود که بسیجی بود . نامم هر چه باشد ، عبداللهم ، چون حلقه بندگی الهی در گوش و عشق وصال پروردگار در دل دارم ، رنگ آبی را به پاس دل دریایی ام و اندیشه آسمانی ام پاس می دارم و سرخی خونم ، گواهی صادق بر استواری عهدی است که با رهبرم بسته ام . گوشی شنوا بر فرمانِ رهبرم ؛ دلی پاک در عشق وطنم ؛ دستانی پرتلاش در آبادانی میهنم ؛ چشمانی بیدار در حراست از انقلابم ؛ گام هایی استوار د رراه هدفم و سری سودایی در عشق به اعتقاداتم ؛ همه ی داراییم را تشکیل می دهد ؛ همه ی زندگیم ، در یک چفیه خلاصه می شود که از سجاده نمازم تا مرحم زخمم ، و هم کفنم ، همان تکه پارچه ی مقدس است . من ، فرزند انقلابم و برای فرزندان انقلاب ، چه عنوانی زیباتر و پرافتخارتر از « بسیجی » و فقط در این آرزویم که محبوبم ، رهبرم ، پیرِمرادِبسیجیان ، نایب برحق امام زمان ، این بسیجی بودنم را بپذیرد واز خداوند می خواهم که مرا ، در جمعِ پاکبازان وفداییان امام زمان بپذیرد / انشاالله
|+| نوشته شده توسط ماشاالله اميدوارعسكري در پنجشنبه سوم خرداد 1386 و ساعت 11:28 |
به یاد فاتحان خرمشهر
بنام خدای شهیدان شاهد
یک روز مانند شهیدان آيا می شود يک روز شهيد شوم ؟ آیا می شود یک روز؛ هم رنگ شهیدان زندگی کنم ؟ می خواهم با خودم عهد کنم که امروز ، حداقل همین امروز را ، که لحظاتی از ساعاتم ، به نام شهیدان رنگ یافته است ؛ همچون شهیدان زندگی کنم . . . . . . . . . . . . . . . می خواهم امروز ، آنگونه باشم که شهیدان را ، . . . . . و خدای شهیدان را . . . . . از خودم . . . . .. واز اعمالم . . . . . . نرنجانم . . . . می خواهم امروز را . . . .. نه دروغی بگویم . . . . ونه بشنوم امروز . . . . . دلی را از خودم نرنجانم امروز را . . . . . به نماز اول وقتم بپردازم امروز را . . . .. بر لبانم ، بر چشمانم ، . . . . . و بردلم . . .. مهر بزنم تا هر آنچه نادیدنی و نانشیدنی است ، به خود راه ندهند امروز می خواهم همه ی حرام های الهی را بر خودم ؛ حـرام کنـم و واجباتش را ؛ واجـب امروز را می خواهم بخاطر خـــدا . . . . . فقط بخاطر خـــــدا ، بگویـــم ، بشنــوم ، راه بــروم ، قکـر کنـــم و . . . . امـــروز را . . . . . خـــلاصــه بگویم . . . . می خواهــم امـــروز را . . . . شهیـــد زنــدگــی کنـــم و اگر کاروان یاد و نام شهیدان بتواند در مسیر حرکت پربرکت خود ، مــرا وادارد که یک روز ، . . . . . حتـــی یـک روز ، شهیــد زندگی کنـــم ، یـک عمــر ؛ شیرینـــی و لــذت این یــک روز را ، با خودم خواهم داشت و چــه زیباست اگـــر تمام عمــرم ؛ آن یــک روز باشـــد
اگــر بتــوانـــم ، تمـــام عمرم ؛ شهیـــد زنــدگـــی کــنـــم
آیــــا مـــی تــــــوانم ؟ |+| نوشته شده توسط ماشاالله اميدوارعسكري در چهارشنبه دوم خرداد 1386 و ساعت 13:28 |
|
درباره وبلاگ
![]() فضایی ساده . محیطی صمیمی . حرف هایی خودمانی . که ازدل بیاد وبه دل بنشینه . یک صفحه برای دوستای صاف وساده وصادق . رفیقایی مثل خودم
هرکی اومد قدمش برچشم . هرکی رفت . خدابه همراش . هرکی هم نیومد منتظرش میمونیم شاید بیاد . دوستتون دارم . خیلی ساده . خیلی صمیمی فقط همین وبس اگرقصدهمراهی دارید. به این آدرس مطلب بفرستید m_omidwar_a@yahoo.com منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
اسفند 1388آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 اسفند 1384 دی 1384 آبان 1384 مهر 1384 مرداد 1384 آرشيو موضوعی
مجموعه سخنرانی های آیت الله سید رحیم توکلنیش دارو اقلید به روایت تصویر کوتاه و گویا کتابخانه عمومی ساده - صمیمی ضیافت چشم ها ( مطالب وتصاویری از سفر حج ) آثارونوشتههایی از خودم پيوندهای روزانه
وبلاگ اقلیدوخبرهادریای خون وبلاگ سربند چرااحمدی نژاد ؟ نماز یادگارگهربارکربلا منبعي خوب براي كدهاي جاوا براي همكاران وبلاگ نويس وبلاگ برگ سبزبوانات بوانات مهدویت وبلاگ ذاکرین ( برای مداحان وعلاقمندان به مداحی ) آسمان خیال آرشيو پیوندها پيوندها
مجله ي اجتماعي صبا اقليدانجمن خیریه امام حسین(ع) شهرستان اقلید - ویژه ایتام باغستان کافه عکس کلید-بانک جامع علم وفرهنگ وهنراقلید پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری وبلاگی برای طراحی وتعمیر قالب وبلاگ های برتر همه چیز در این وبلاگ است آسمان یکرنگی وبلاگ شخصی آقای احمدی نژاد ( رییس جمهور ) وبلاک حاج آقا فکور ( همراز) وبلاگ داداش مهدی وبلاگ همایش رضوی نسیم ولایت شهرستان اقلید وبلاگ شخصی یک دوست خوب(مجیدتقی خانی) وبلاگ بسیج دانش آموزی مرودشت وبلاگ معلم خوبم آقاي ناصرظهيري - شاعر توانمنداقليدي محيطي خوب براي علاقمندان شيمي
ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |